دیکشنری
داستان آبیدیک
self administered
فارسی
1
عمومی
::
ازاد، خود كار، اداره شونده بوسیله خویشتن
شبکه مترجمین ایران
2
عمومی
::
خودایفا
شبکه مترجمین ایران
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
SELF ACQUIRED
SELF ACTING
SELF ACTION
SELF ACTIVE
SELF ACTIVITY
SELF ACTUALIZATION
SELF ACTUALIZATION NEEDS
SELF ACTUALIZED
SELF ADAPTING
SELF ADAPTING COMPUTER
SELF ADAPTIVE
SELF ADDRESSED
SELF ADJUSTING
SELF ADJUSTING MUTATION
SELF ADJUSTMENT
SELF ADMINISTERED
SELF ADMINISTERED QUESTIONNAIRE
SELF ADMIRATION
SELF ADVANCEMENT
SELF ADVOCACY
SELF ADVOCATE
SELF AFFECTED
SELF AFFIRMATION
SELF AGGRANDIZEMENT
SELF AGGRANDIZING
SELF ALIENATION
SELF ALIGNING BALL BEARING
SELF ANALYSIS
SELF ANALYTICAL
SELF ANNIHILATION
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید